شيخ ذبيح الله محلاتى

120

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و آسيه بنت مزاحم است و از مردم بنى اسرائيل بوده و فرعون مصر كه قابوس بن مصعب نام داشت او را به شرط زنى بسراى آورد و مفتون او بود و آسيه سالها ايمان خود را از فرعون پنهان مىكرد تا اينكه فرعون آسيه را خبر داد كه زوجه حزبيل را بواسطه ايمان او را به آتش سوزانيد ديگر تاب صبورى با آسيه نماند با كمال خشونت و تندى گفت اى فرعون اين چه جرئت است كه با خداى تعالى دارى و او را بسيار توبيخ و ملامت نمود . فرعون گفت مگر تو هم ديوانه شده‌اى مانند ماشطه و بجز من كسى را خداى دانى آسيه گفت ديوانه نيستم تو حيا نمىكنى كه با ذلت عبوديت ادعاى الوهيت كنى و خداى قادر بىچون را منكر شوى و به من نسبت ديوانگى دهى فرعون از اين سخنان دنيا در نظر او تار گرديد و مبهوت بماند چون آسيه را بسيار دوست مىداشت سخن نكرد و رفت در نزد مادر آسيه گفت دختر تو ديوانه شده است او را گرفته بحجرهء خويش فرست و او را نصيحت كن تا از اين عقيدت بازگردد و الا مستحق قتل شود آسيه كه ايمان او كالجبل الراسخ بود فرمود من ايمان آوردم به پروردگار آسمان و زمين و جميع اشياء و فرعون نيست مگر بندهء عاصى و فرعون چون تربيت موسى را از آسيه مىديد و مهربانيهاى آسيه را نسبت بموسى سابقه داشت همواره در حق او بدگمان بود اين وقت فرصتى بدست او آمد در غضب شد و آتش خشم او مشتعل گرديد امر كرد تا او را به پشت خوابانيدند و چهار ميخ بر تنش بكوفتند و سنگ آسيا را بر او نهادند و بانواع شكنجه و عذاب رنجه‌اش داشته‌اند اين وقت آسيه رو بدرگاه الهى نموده گفت : ( رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة و نجنى من فرعون و عمله و نجنى من القوم الظالمين ) : يعنى بار خدايا براى من خانه‌اى در بهشت بنيان كن و مرا از فرعون و سوء اعمال او نجات ده و از قوم ظالمين كه مردم قبط باشند خلاصى ده پس هاتفى او را ندا كرد كه